الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

605

الغدير ( فارسى )

با نحوهء سخن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ، يعنى ابتدا نمودن به حديث من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه خواهيم دانست كه بر اين تقدير ، آن جناب از محبت و نصرت اراده نفرموده ، مگر آن اندازه و مقدار را كه در خود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله وجود داشته است ، زيرا دوستى و نصرت پيامبر نسبت به امّتش از حيث كيفيت و جهت غير از دوستى و نصرتى است كه در افراد مؤمن نسبت به يكديگر وجود دارد ، چه آن جناب امّت خود را دوست دارد و آنها را يارى مىفرمايد براى اينكه رهبر و فرمانرواى آنان در امور دين و دنياست ، مالك امر آنهاست ، نگهبان حوزهء اعتقادى آنهاست ، حافظ شخصيت آنهاست و از خودشان به آنها سزاوارتر است . اگر حضرتش نسبت به آنها اين درجه از محبت و نصرت را اجرا و عملى نمىفرمود ، گرگان خونخوار و وحشيان سركش و بىباك آنها را پراكنده و نابود مىساختند و از هرطرف دستهاى ستم و تجاوز به سوى آنها دراز مىشد و چه حوادث نابودكننده‌اى چون هجوم دشمنان و تاراج اموال و كشتن نفوس و هتك حرمت اشخاص رخ مىداد كه در اين صورت ، غرض اصلى صاحب شريعت از به پا داشتن دعوت و گسترش بساط دين و بلند داشتن آيات الهى با پراكندگى جامعهء اسلامى از بين مىرفت . پس هركس در محبت و نصرت خلق در اين حد و به اين كيفيت معرفى شود ، ناچار او خليفة اللّه در زمين است و جانشين فرستادهء خدا در ميان خلق است . بنابراين فرض ، معناى حديث جز همان معنايى كه ما گفتيم ، نيست . معانى مورد نظر از حديث غدير از معانىاى كه براى مولى بيان شد و مورد بررسى قرار گرفت ، باقى نماند جز ولىّ ، أولى ، سيّد به معناى سرور ، نه مالك و آزادكننده ، متصرف در امر و متولّى امر . امّا « ولىّ » ايجاب مىنمايد كه از آن معنايى اراده شود كه از « أولى » اراده مىشود به علت عدم صحّت بقيهء معانى ، به طورى كه يكايك آن معانى و فقدان مناسبت آنها را براى شما مدلّل و معلوم ساختيم .